چاپ        ارسال به دوست

سد کنکور

ورود به دانشگاه یا هزار راه نرفته؟

هستی دفتری // برای بعضی ها یک سال است، یک سال پر از تلاش و ممارستِ بی خستگی. اما برای خیلی ها بیشتر از یک سال است، شاید از سال اول دوره متوسطه، اسم کنکور، تن بچه ها را به لرزه بیندازد، و کلاس های خارج از مدرسه و آزمون های گاه و بیگاه، زمان فراغت آنها را پر کند. دست کم یک سال، چشم بستن به روی تمام تفریحات و برنامه های جانبی و آموزش های متفرقه، قیمت گذشتن از سد کنکور و راه یافتن به دانشگاه است. یادم هست که مدام از مشاور مدرسه می شنیدیم: "یک سال بخور نون و تره، صد سال بخور نون و کره" . اگر چه ما هنوز که هنوز است، طعم چندانی از کره نچشیده ایم، اما دایره صحبت ما اکنون جای دیگری می چرخد. ارزش این همه زحمت کجاست؟ ورود به دانشگاه تا چه حد این تلاش را توجیه می کند؟
اول از همه باید دانش آموزان را به دو گروه تقسیم کنیم. گروهی که هدف آنها تحصیل در یک رشته مشخص و در دانشگاه مشخصی است. و البته باید اضافه کرد که تحصیل به خودی خود هدفی محسوب نمی شود. این گروه تلاش بی وقفه ای لازم دارد، تا بین یک رقابت نفس گیر، سربلند شود. اما گروه دوم، صرفا به داشتن تحصیلات دانشگاهی بها می دهد. این گروه تلاش زیادی نیاز ندارند! چرا که آمار رسمی نشان می دهد، ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه ها اعم از سراسری، آزاد، غیر انتفاعی و ... ، متناسب و حتی بیشتر از تعداد داوطلبان در سال های اخیر بوده است. پس صرفا کسب مدرک تحصیلی کارشناسی از یکی از این دانشگاه ها، کار دشوار یا دور از ذهنی نیست.
اما در ادامه بحث درباره گروه اول باید توجه داشت که تحصیل در دانشگاه یکی از وسیله های رسیدن به هدف است. برای گروه اول، شاید یک رشته و دانشگاه خاص، تنها وسیله رسیدن به هدف های عالی تر باشد. اگر چه تحصیل در دانشگاهی معتبر و در رشته ای مورد علاقه، یک مزیت و یک موفقیت محسوب می شود، اما به تنهایی نتیجه ای حاصل نمی کند. حال یک آمار رسمی را ببینیم، که نشان می دهد، تحصیلات چقدر در امر یاری رساندن به حصول یک نتیجه کمک می کنند. نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی از ۶٫۱ درصد در سال ۶۵ به ۱۵٫۳ درصد در سال ۹۰ رسیده است. این میزان در آمار رسمی کل جوانان بیکار بررسی شده است. آمارهای رسمی از حضور ۲٫۵ الی ۳ میلیون بیکار در جامعه خبر می‌دهند. آماری که اشتغال به کار (حتی یک ساعت در هفته) را نیز معادل بیکاری نمی‌داند! این در حالی است که معاون اشتغال وزیر کار گفته آمار واقعی بیکاری با احتساب همه افرادی که از درآمد خود ناراضی‌اند، افراد در آستانه بیکاری و مایوس‌شدگان از اشتغال به دست می‌آید که چیزی در حدود ۶ میلیون نفر خواهد شد.
نرخ 15.6 درصدی بیکاری اکنون در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با نرخ 10.7 درصدی نرخ بیکاری کل جامعه، فاصله معناداری دارد. این آمار نشان می دهد، که کسب مدرک تحصیلی، الزاما وسیله مناسبی برای یافتن شغل مناسب، و رسیدن به اهداف بعدی نخواهد بود.
به همین سادگی، معنای تلاشی بی وقفه برای راه یافتن به دانشگاه، زیر سئوال می رود. آیا راه یافتن به دانشگاه، و صرف حداقل 4 سال از عمر جوانی، بدون حصول نتیجه ای چندان ملموس (جز در دست داشتن مدرکی و قاب کردن آن به دیوار) ارزش این همه تلاش را دارد؟! ضمن اینکه در بسیاری موارد، کسب مشاغل با رشته تحصیلی ارتباط چندانی ندارد. با نگاهی به اطراف خود می بینید، هیچ ارتباطی الزاما بین انتخاب رشته تحصیلی فرد، و احراز یک سمت شغلی وجود ندارد. شاید یکی از دلایلش نبودن ظرفیت کار در بسیاری از رشته هاست.
چندی پیش دکتر پرویز آزاد فلاح، روانشناس و استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در مصاحبه ای گفته بود:«در شهرهای بزرگ به دلیل وجود امکانات آموزشی ویژه شانس قبولی بیشتر است، البته حتی رقابت میان داوطلبان تهرانی هم نابرابر است، زیرا امکانات مادی آنها یکسان نیست و شایستگی های فردی داوطلبان در قبولی کنکور به درستی سنجیده نمی شود. چون بخشی از عدم شانس جوانان برای ورود به دانشگاه به صلاحیت هایی بر می گردد که در اختیار آنها نیست، که امکانات مادی از جمله آنهاست. یک سری دانشجویانی که وارد دانشگاه ها می شوند در رشته هایی که منطبق با شایستگی ها و توانایی هایشان است پذیرفته نشده و دچار بحران هویت می شوند و پس از گذشت مدتی از تحصیل هرگز احساس نشاط و شادابی که هنگام پذیرفته شدن داشته اند را ندارند.» این سرنوشت دانش آموزان بسیاری است، که بعد از امیدها و آرزوها و تلاش های بسیار به دانشگاه می روند، و تازه می فهمند ورود به دانشگاه آش دهن سوزی نبوده است.
برای خلاصی از مطالبی که گفته شد، و بهبود این روند باید به چند نکته اشاره شود.

شناخت کامل آنچه پیش روست
اگر قصد یک دانش آموز راه یافتن به دانشگاه است، باید کاملا این امر را برای خود مشخص و هدفمند کند که در کدام دانشگاه و چه رشته ای می خواهد به کسب علم بپردازد. شناخت کامل رشته تحصیلی و آنچه قرار است در مدت تحصیل بیاموزد، به وی کمک می کند که بهترین انتخاب را متناسب با علاقه و شایستگی و روحیات خود داشته باشد. این شناخت همچنین منجر به این می شود، که آنچه احیانا در دانشگاه ارائه نمی شود، در خارج از آن جستجو شود. اگر دانشجو به حرفه خاصی علاقه دارد که با وجود تحصیل در رشته تحصیلی مرتبط، کمبود امکانات در دانشگاه نمی تواند وی را قانع و توانمند سازد، باید به دنبال آموختن عملی و تجربی آن در خارج از دانشگاه برود. دانش آموز از روز اولی که به فکر تحصیل در دانشگاه افتاد، باید آینده نگر باشد و بتواند از خودش و زندگی اش در روزهای اتمام تحصیل، تصویر نسبتا معقولی داشته باشد.

هزار راه نرفته جز کنکور
افزایش دانش آموختگان مدارس فنی و حرفه ای و هنرستان ها، صحت این موضوع را تایید می کند، که فرا گرفتن یک فن، بیشتر از داشتن دانش آکادمیک آن، تجربه و توانایی کار در آن زمینه مخصوص را فراهم می کند. اگر چه داشتن دانش آکادمیک در کنار تجربه یک مزیت است. اما می توان از آغاز به سراغ کسب آموزش های عملی و حرفه ای یک فن پرداخت. اگر آنچه که یک دانش آموز به آن علاقه مند است حرفه ای است که نیازی به کسب مدرک ندارد، چرا باید زمان زیادی صرف این مدرک شود، در حالی که این زمان می تواند صرف کسب تجربه و پیشرفت بسیاری در سال های جوانی باشد؟ در کشورهای توسعه یافته، همه به دانشگاه نمی روند! چون ورود به دانشگاه به خودی خود مزیتی محسوب نمی شود. این شاید همان آفت مدرک گرایی باشد، که در مجال این گزارش نیست.

ورود به دانشگاه، شکست بزرگترین غول زندگی نیست!
یک مرحله ساده در زندگی است که باید از بزرگنمایی کردن در خوبی های آن و اغراق برای دانش آموزان و تعریف و تمجید و تشویق بیش از حد آنان برای ورود به این مرحله به شدت پرهیز کرد. دانشجویی، سختی های بسیاری دارد، و ارزش آن علاوه بر تمام این سختی ها، عمری در آغاز جوانی است که باز نمی گردد و باید وقف تحصیل شود. دانش آموزان باید واقع گرا باشند و بدانند ورود به دانشگاه هیچ چیز را متحول نمی کند، و یک زندگی رویایی و خالی از دغدغه و پر از شادی و هیجان نمی آورد. آنان خودشان زندگی خود را متحول می کنند. دانشجویی پایان سختی ها نیست، بلکه یکی از مراحل سخت است؛ چرا که اولین محک آنان برای ادامه تحصیل در مقاطع عالی، ورود به بازار کار و پر از مسوولیت های جدی است.

خلاقیت به جای اصرار و پیروی
تمام رشته های تحصیلی، تمام شاخه های علم، و همه عرصه ها برای کار، نیازمند خلاقیت هستند. در حالی که جامعه از داشتن فارغ التحصیلان بسیاری از رشته ها اشباع شده است، هرگز از خلاقیت ها و ایده های نو اشباع نمی شود. به این ترتیب دانش آموزان به جای تلاش بی وقفه برای رفتن به رشته ای خاص، باید سعی کنند توان ذهنی خود را در داشتن خلاقیت پرورش دهند. در هر رشته ای که تحصیل کنند فرقی ندارد، داشتن خلاقیت آنان را متمایز و موفق خواهد کرد.

چند بعدی باشید
همانطور که تاکنون چندین بار به آن اشاره شد، ورود به دانشگاه یکی از وسایل رسیدن به هدف است، که اگر نبود قطعا وسایل بی شمار دیگری هست. اما تلاشی که برای یافتن این وسیله می شود، با اهمیت و کاربردی بودن آن باید تناسبی داشته باشد. تلاش بیش از حد در صورت نرسیدن به آن، دانش آموز را مایوس خواهد کرد. پس علاوه بر اینکه میزان تلاش دانش آموز برای شکستن سد کنکور، باید معقول و منطقی و در حد لازم باشد، لازم است که ابعاد دیگر زندگی فراموش نشود. حتی در دوران سخت رقابت، سایر ابعاد زندگی را فراموش نکنید. دانش آموز باید به برنامه های آموزش و تفریح خود در کنار کسب علم بپردازد. و زندگی خود را وقف این رقابت نکند. تا در صورت نرسیدن به دانشگاه، چیزهای با ارزش دیگری در این دوران کسب کرده باشد و وقت خود را با تلاشی بی نتیجه، بر باد رفته نبیند.
نکاتی بسیار بیشتر از آنچه که گفته شد وجود دارد که در اینجا مجال بحث بر سهمه آنان نیست. از خاطر نبرید که تشویق به رقابت و ایجاد حس "کنکور پایان زندگی است" ، یک شغل است! شغل بسیاری که حامیان دانش آموزان و یاری رساننده آنان برای شکست دادن کنکور هستند! در اغراق های این گروه غرق نشوید. شما اهداف مهمی دارید که با تلاش متناسب و انگیزه و امید به آنها خواهید رسید. و ورود به دانشگاه علاوه بر اینکه کار آسانی است تنها یک راه است. و هزار راه نرفته باقی است.


١٥:٢٣ - شنبه ٢٣ خرداد ١٣٩٤    /    عدد : ٤٤٠٩٦٧    /    تعداد نمایش : ١٨٦١


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





جستجو
اوقات شرعی
عنوان

آمار بازدید
 بازدید امروز : 795
 کل بازدید : 884780
شهدا